مرتضى راوندى
45
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
خط و الفبا بعد از اسلام خط متداول كنونى فارسى ، از الفباى عربى گرفته شده است و اصل خط عربى را تا چندى پيش منحصرا مشتق از خط معروف « كوفى » مىدانستند ولى بعدا معلوم شد ، همزمان با وضع خط كوفى خط ديگرى شبيه به « نسخ » نيز در ميان اعراب معمول بوده است . عربهاى جزيرة العرب مدتها بود كه از خود خطى نداشتند ، تا كمكم به واسطهء مسافرت در نواحى و ممالك مجاور و معاشرت با مردم متمدنتر از خود به خط و زبان نبطى و سريانى آشنا شدند و زبان عربى خود را به يكى از اين دو خط نوشتند . . . اين دورهء تحول ، قريب دو قرن به طول انجاميد و مىتوان گفت كه خط عربى در حدود يك قرن قبل از ظهور اسلام در ناحيهء حيره متداول بوده است . . . پس از نفوذ اسلام به شرق و تسلط آنها ، شهرهاى ايران يكى پس از ديگرى خط عربى را اقتباس كردند يا به آنها تحميل شد ، و زبان فارسى با بعضى كلمات عربى آميخته و زبانى بوجود آمد كه به زبان فارسى درى معروف گرديد و همان زبان ، اساس زبان ادبى و رسمى فارسى كنونى گشت . با اينكه ايرانىها در نتيجهء سلطه عرب و تأثير فرهنگى آنها بهتدريج از خط مادرى خود « پهلوى » دور ماندند ولى از آن جهت كه علاقهء فراوان به حفظ مآثر ملّى داشتند مدتها خط و زبان پهلوى را حفظ كردند و در نواحى شمالى ايران . . . آن خط با اندك تغييرى تا سه قرن باقى ماند ، چنان كه سكه اسپهبدان طبرستان در صدر اسلام به خط پهلوى موجود است . . . نحوهء اقتباس الفباى عربى در زبان فارسى مشخص نيست و ابن النّديم در كتاب الفهرست گويد كه ايرانيان خط خود را از يك نوع خط عربى موسوم به « قيراموز » گرفتهاند كه معنى اين لفظ و كيفيت و شكل آن تاكنون معلوم نشده است . آنچه مسلم است اينكه از صدر اسلام تا مدت 5 قرن ، خط كوفى در ايران معمول بوده ، ولى آن را بيشتر در كتابت قرآن و تزئينات ابنيه و غيره به كار مىبردند ، خط معمول ايرانيان براى ساير حوايج ، نوعى نسخ بوده كه با قلم نسخ قديم و نسخ جديد عربى اختلاف داشت و چنان كه گفته خواهد شد ، همان قلم ، اساس خط رسمى معروف ايران يعنى نستعليق شده است . . . متأسفانه از آثار خطوط سه چهار قرن اول هجرى ايران ، مقدار قابل توجهى در دست نيست و تقريبا همگى دستخوش حوادث و تركتازى مهاجمين شده است .